
نگار ندا
۹۳۳۱۰۵۰
عنوانهای برتر:
#پر_استرس_ترین
#با_نظم_ترین
#تمیز_ترین
#غرغرو_ترین
#زود_رنج_ترین
گرایش؟
معماری کامپیوتر
محل تولد؟
بیرجند
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
ne.neda74@gmail.com
سرگرمی و علایق؟
شنا، پیاده روی، فیلم، عکاسی...
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
اره واقعا!
دانشگاه ما دانشگاه بود؟؟
یه جاهایی اره یه جاهایی نه!
چه کاری تو این چهار سال کردی که بهش افتخار میکنی؟؟
بهترین دوستام رو پیدا کردم. هم تو دانشگاه هم خوابگاه
چه درسی رو تو ارائه میدادی بهتر بود؟؟
انتقال داده :|
یه چیزی که یاد گرفتی؟؟
سعی کن یاد بگیری چجوری خودت حال خودت رو خوب کنی چون زندگی همیشه مطابق میل ما نیست ولی میشه از همینی که هست لذت برد.
نمیومدی دانشگاه چی میشد؟؟
به خیلی از اهدافم نمیرسیدم
برگردی عقب چی رو تغییر میدی؟؟
فعالیت های جانبی بیشتری انجام میدم
خاطره؟؟
کل این چهارسال، از طبقه آزمایشگاه ها تا طبقه اساتید، از در ولیعصر تا حافظ خاطرست
تهران؟
شلوغ، آلوده ولی دوست داشتنی
خیابون ولیعصر؟
درختاش :))
پرخاطره ترین مکان؟
ولیعصر
دانشگاه صنعتی امیرکبیر؟
بهترین روز ها رو اینجا گذروندم و دلم براش تنگ میشه :(
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
شاید ظاهرش جذاب نباشه ولی فضای داخلش دوست داشتنی ترین جای دانشگاست
سایت؟
فقط ساعت 4 به بعد!
دکه یعقوب؟
پچ پچ :|
حراست؟
گیر الکی!
سلف؟
گربه تو سلف آخه؟؟؟
سالن مطالعه؟
تنها کاری که اونجا نکردم مطالعه بود :دی
خوابگاه؟
پیدا کردن دوستایی که شدن مثل خانوادم
آسانسور؟
بالاخره ترم هشت آسانوسور دار شدیم:)
طبقه اساتید؟
انتظار
اینترنت دانشگاه؟
بعضی وقتا نباشه سنگین تره :|
انتخاب واحد؟
صف طولانی پشت دفتر نیک آبادی!
آزمایشگاه ها؟
انتظار گرفتن نتیجه درست از دستگاه خراب!!
فرجه؟
فرصتی برای رفتن به خونه
پروژه و تحویلش؟
شب زنده داری ها به خصوص ترم 5 - آرامش پس از تحویل
فارغ التحصیلی؟
خیلی زود گذشت :(
7:45؟
ترم 8 بیچارم کرد!
TA؟
تجربه خوب
بهترین دوست؟
فائزه، فرناز، فاطمه
بهترین استاد؟
دکتر صدیقی
بدترین استاد؟
دکتر رزازی و دکتر صادقیان!
صبوری؟
ترم 3
چمن؟
چیپس و ماست
پوروطن؟
نداشتممم :)
گرایش؟
سخت افزار :)
محل تولد؟
بیرجند
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
ne.neda74@gmail.com
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
اره واقعا
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
بهترین روز های زندگیم اینجا گذشت و راضی ام :)
دکه یعقوب؟
پاتوق بین کلاسا
سالن مطالعه؟
تنها کاری که اونجا نکردم مطالعه بود :دی
آسانسور؟
ترم 8 + آسانسور
طبقه اساتید؟
انتظار
اینترنت دانشگاه؟
داغوووون
انتخاب واحد؟
مگه جنگه؟
فارغ التحصیلی؟
خیلی زود گذشت :(
7:45؟
ترم 8 بیچارم کرد :)
TA؟
تجربه خوب
بهترین دوست؟
فرناز مالکی :)))
بهترین استاد؟
دکتر صدیقی
بدترین استاد؟
کامپایلر :دی
صبوری؟
ترم 3
پوروطن؟
نداشتممم :)
تاریخ تولد؟؟
9 آذر 1374
رفیق شفیق
فاطمه هاشمی چالشتری:
قشنگ ترین ویژگیای که از نگار تو ذهنمه اینه که دلش بزرگه و میتونه ببخشه. خیلی خیلی منظمه و از خط قرمزاش رد نمیشه؛ خیلی وقتا ویژگی خوبی حساب میشه ولی نگارجون بعضی وقتا هم کوتاه بیا، سخت نگیر😁😁
جزو معدود آدمهای سورس خونی که میشناسم :دی عاشق پیاده روی و عکاسی و خرید! خیلی با سلیقه، با احساس و اقتصادی، یکمی هم دیوونه و کله شق! همین که این همه صفت میتونم دربارهت بگم برام خوشحال کنندهس😂😀
خاطره زیاد ساختیم ولی فک کنم بهترین خاطرهای که ازت دارم اون روزیه که صبح زود پا شدیم دوتایی رفتیم جمشیدیه. چقد خوش گذشت! زیاد بارون نمیومد ولی خیلی سرد بود، یخ زدیم. چای رو که من ریختم ولی بقیه صپونهمون چیزی نشد :دی کلی هم عکس گرفتیم که من خیلی دوسشون دارم.
نگار عزیزم اگه جایی اذیتت کردم یا رنجوندمت از همین تریبون مراتب عذرخواهی رو اعلام میدارم😀🙏 امیدوارم به جایی که لیاقتشو داری برسی و دلت همیشه شاد باشه❤ میدونم که دلم تنگ میشه برات!
دانشجوی درسخون یا دوست نازنین؟! مساله این است!
فاطمه حسینخانی:
کی فکرشو میکرد نگارِ ندای شاگرد اولِ کلاس ازمایشگاه طراحی خودکار یه روزی بشه دوست خوب و عزیزدلِ من؟ :دی خودمم فکرشو نمیکردم. :))
این طراحی خودکار واسه هرکی نون نداشت واسه ما آب داشت(شایدم برعکس :" توی کلاس ازمایشگاه شناختمت و بعد، به لطف دکتر ممتازپور و پروژهی جذااابِ ازمایشگاه( :| ) بیشتر اشنا شدیم، اون اولاشو زیاد یادم نی، ولی این آخرا، اون کافههایی که رفتیم، عکسایی که گرفتیم، همش جز روزای خوبم بوده. امیدوارم هرجا که هستی این گروه سهنفرهی کوچیکی که ساختیم با هم رو یادت نره :دی
مرتبِ دوستداشتنی!
هدیه اطهاری:
ندا نگار عزیز من! خب راستیتش هنوز خیلی دلم برات تنگ نشده، چون هر وقت لپتاپمو روشن میکنم، نشستی گوشه بکگراندم و باید اعتراف کنم این ایده عاالی ای واسه همیشه دیدنت بود! :))))
ماها خیلییی دیر همو شناختیم و صد حیف واقعا! یکی از مرتبترین و کاردرستترینهایی و خیلیی به فکر کمک به بقیه هستی. واقعا هم برای زندگی برنامه خوبی داری! میدونم که با این صفات عالی ای که داری، آینده خیلی خفنی در انتظارته! امیدوارم تو همین آینده خفن، جدای از دنیای عکسا و بکگراندها، خود واقعیتو بیشتر داشته باشم و لحظههای قشنگ بسازیم!
همگروهی
مانا پوستی زاده:
یادمه ترم اول من بیشتر کلاسام با نرمافزاریا یا ITها بود و کلاً هیچ سختافزاریای رو نمیشناختم و یکم دیرتر فهمیدم که بیشتر سختافزاریا که شمام جزوشون باشی همه با هم کلاس دارن و کامل هم رو میشناسن!
شاید اگه اون موقع وضع اینطوری نبود تا ترم هشت لااقل یه تجربهی همگروهی شدن داشتیم! اما بازم خوبه که دیر نشد و با هم سر میانترم مدار واسط درگیر بودیم :دی خوشحالم که لااقل ترم آخری صمیمیتر شدیم و به لیست دوستایی که قراره بمونن اضافه شدی ^_^
هر جا هستی همینقدر پرتلاش باشی و موفق (ویتامینات رو هم حتما بخور -_-)
با وقار و با جذبه
نرگس سیاح دهکردی:
اولین روز دانشگاه، خوابگاه مرادی: یا ابالفضل!! این چمدون آبی واسه کیه کل خونه رو بار کرده آورده :)))) (راست میگم! تا همین لحظه چمدون به اون بزرگی ندیدم)
روز بعد: ندای نگار؟ نگار ندا؟🤔
روزها و سالهای بعد: نگار، یقیناً از منظم ترین و دیسیپلین-مند ترین افرادیه که دیدم! بسیاار تمیز و مقید به آداب😌
موقع درس و کارای واجبش به شدت جدی و بی عاطفه نشون میده و هیچ چیزی نمیتونه زمانش رو از چنگش دربیاره، درحالیکه دلش خیلی نازکه و بی انداازه روی اندک تعداد افرادی که از همه به خودش نزدیکتر میدونه حساسه.
نگار یک اور-تینکره! به خصوص اگه شخص مهمی براش هستین مراقب برخوردتون باشید، چون ممکنه ساعتهاا و روزها فکر و زندگی نگار رو کاملا مشغول خودتون کنین🧠
از حساس بودنش که بگذریم، نگار یه کمال گراست، اما نه از نوع الکیش! خیلی با اراده و مصمم به ایده آلهاش نزدیک میشه.
از قدم زدن و عکس گرفتن تو روزای بارون زده و جاهای سرسبز هم کلی انرژی میگیره :]
کاش همیشه دلش خوشحال باشه ^ــ^
زود گذشت
شهرزاد حاجی امین شیرازی:
چقدر زود گذشت نه؟من احساس می کردم پروژه پارکینگ تا بی نهایت ادامه داره:)))مرسی که بودی هم اون روزا هم همیشه...ولی جدی ماشینشو میشستیم بهتر بود دیگه:)))ولی بودنتون سرکلاس قوت قلب بودن برام....امیدوارم همیشه خوشحال و موفق باشی و یک عالمه اتفاق های خوب برات بیوفته زیبا بانو.
هم اتاقی آروم من
زهرا عباسیان طائب:
ترم تابستون پارسال این شانس رو به من داد تا نگار آروم و مهربون رو بیشتر بشناسم و ۲ ماه دیگه از بهترین روزهای بودن تو خوابگاهم رو با اون بگذرونم!
امیدوارم خیلی زود به آرزوهای قشنگت برسی!
دیوانهبازی قسمتی از زندگیست! گاهی باید رها کرد و دیوانه بود!
محسن آجرلو:
آنچه از قدیم و آزمایشگاه یادمه، یک دختر سنگین و با جذبه بودی!
ولی خب این اواخر بیشتر حرف زدیم، سربهسر همدیگه گذاشتیم و میتونم بگم زمان خوبی رو برای گپ زدن گذاشتیم و از مصاحبت باهات راضیام!
آنچه باید اینجا بگم تا بمونه، تا هر وقت یادت اومد لبخندی رو لبت نقش ببنده، میتونم به دیوانهبازی در عکسها اشاره کنم! هنر برهم زدن یک قاعده و عادت هم زیباییهای خاص خودشو داره! یکیش همین ادا درآوردن در عکسهاست!
در زندگی هم دیوونهبازی درآوردن در بعضی اوقات لذتِ خاصِ خودشو داره ؛)
و من ا... توفیق
نگاری^--^
ساره سلطانی نژاد:
و اما نگار!! یک شخصیت متفاوت با خیلی از آدمایی که شناختم داره: به شدت حساس، زودرنج و در عین حال دل مهربونی و بزرگی داره، عاشق بارون و قدم زدن در هوای بهاریه، ظرافت روحش رو میشه حین تلاشش برای ثبت لحظه های ناب از گل و گیاه دید...
یه ویژگی بارز نگار قانونمندی و چهارچوبی که همیشه تو هر کاری که میخواد بکنه داره و امکان نداره از این چارچوب بزنه بیرون و همه چی رو با زمانبندی خاص خودش جلو میبره و به شدت هم موفق بوده در این زمینه، البته نگار گاهی لازمه راحتتر بگیرم و لذت ببریم از زندگی خارج چهارچوب:دی
فکر کنم دو ترم اخیر اوج دوستیمون بود. چقد که ساعتها با هم حرف زدیم. گاهی آدم فقط یه گوش واسه شنیدن میخاد، تلاش کردم که باشم ولی نمیدونم چقد موفق بودم.
این چهار سال پر شده از خاطره های روز و شب هایی آسون و سخت که سر پروژه ها گذروندیم: پروژه آز ریز که همگروه بودیم و عجیب راحت و خوب تموم شد، این آخری هم که با هم دیوونه شدیم و کامپایلر رزازی رو برداشتیم. و چه ماجراهایی که سر پروژش نداشتیم:)) ولی راضیم که با کلی سروکله زدن با گرامر جان و تلاش واسه فهمش به یه جایی رسوندیم و تقریبا راحت شدیم.(هنوزم موندم چرا حذفش نکردیم:( )
نگار جان با شناختی که از پشتکارت دارم مطمئنم به هر چی بخوای میرسی و بهترین ها در انتظارته...
امیدوارم همیشه لذتها و خوشیها زندگی بهت رو بیارن و حالِ دلت خوب باشه❤️
دختر شاخ سخت افزاریا
مرضیه تاجیک:
نگار ندا تا سال دوم دانشگاه، تنها چیزی که در ذهن من تداعی می کرد یه اسم و فامیلی جذاب بود. نمی دونم چرا زیاد نمی شناختیم همدیگه رو :دی ولی می دونم که از ترم ۵ و ۶ حسابی دوست شدیم، مخصوصا سر کلاس VLSI که فقط خودمون دو تا ۹۳ ای بودیم :))
یه دختری که درساش براش مهمن، وقتی باهاش حرف می زنی می بینی چقدر با ادبه :)) و چقدر بامزه. خیلی خوبه که دغدغه آینده ت رو داری، و هیچ وقت بیخودی جوگیر نمیشی و تصمیماتو با فکر می گیری. راستی من همیشه به جزوه نوشتنت و اینکه چقدر تمیز و مرتب می نویسی حسودیم می شد (سوت)
از خاطره ها که نگم :)) ترم ۵ گاهی با تو و بچه ها به صورت تیمی می نشستیم سعی می کردیم تمرینای دیجیتال رو بنویسیم، سر VLSI که رسما هیشکی براش مهم نبود (:دی) یه بار کلی با هم سر یه تمرین بحث کرده بودیم و روز بعدش استاد گفت که رفته تو مودل دیده فقط دو نفر تمرینو آپ کردن =))) پروژه پایان ترمش :| اون نرم افزار virtuoso که ویوادو و hspice پیشش شلیل و هلویی بیش نبودن D:
همیشه پایه بودی بریم کافه، که هی نمی شد، ولی ترم ۷ بعد امتحان انتقال داده بالاخره ملتو گذاشتیم و خودمون دوتایی رفتیم آندورا، و تونست تا حدی اون امتحان سنگین رو بشوره ببره :)) چیپس و ماست خوردنامون وسط چمن، کلی یعقوب رفتنامون تو فاصله بین کلاسا و کل خاطره دیگه.
نگار، تو همیشه در نظر من چیزی هستی که یه دختر سخت افزاری خوب باید باشه، کسی که اول وقتی دیدمش فکرشم نمی کردم یه روز اینقد با هم حرف مشترک داشته باشیم و چت کنیم و بخندیم :)) همیشه بخند و همیشه همین جوری آروم و منطقی برو جلو، مطمعنم که تو بالاترین درجات می بینمت =)
نگار مهربون
گیتا سرافراز:
نگار جونم درسته به خاطر تایم متفاوت کلاسامون خیلی همدیگه رو نمیدیدیم ولی همین چند باری که باهات صحبت کردم کلی از هم صحبتی با دختر مهربونی مثل تو لذت بردم در ضمن نمیدونستم از تجویزات من مصون موندی ، یه پک ویژه و مخصوص برات دارم که در اسرع وقت تحویلت میدم :/
امیدوارم همیشه و هر جا هستی شاد و موفق باشی :)
به خدا من استاد نیستم:))
شیرین حاجی امین شیرازی:
ادب و متانت و وقار و آرامشی که داشتی از روز اول برای من چشم گیر بود، حتی وقتی به اسم نمی شناختمت. قطعا روزهای خوب آزمایشگاه هیچ وقت یادم نمیره.
امیدوارم هرکجا که هستی شاد و سلامت و موفق و سربلند باشی نگار جانم.
خوش طبع:)
فائزه دهقان نیری:
نگار عزیز
آروم، خوش خنده و خوش طبع. موقعیت های عجیبی که با خوش ذوقی تعریف میکنی امکان نداره برای آدم دلچسب به نظر نرسه😁.
هم کلاسی عزیز، روزهای خوش، خنده های فراوان و کلی لحظه های خوب برات آرزو میکنم.
زیر سایه حق دوست جان 😊.
نگااااااااااااااااااااار
فرناز مالکی نژادده میری:
نگاااار! چیزی که خیلی زیاد میاد تو ذهنم اینه که با هم زیاد حرف میزنیم همیشه ... عموما همه درد و دل هاتو باهام میکنی و نظرات من واست مهمه ... اینقدر توی پروژه زدن با همدیگه مچ هستیم که حد نداره ...تقریبا همیشه میدونستم که اگر پروژه ای باشه باید تو باشی که بترکونیم اما از یه جایی به بعد انگار مسیر من عوض شد... اگر الان اعصابتو خورد میکنم تو پروژه ها بخاطر همینه😂 من زیاد اذیتت کردم و دعوا کردم باهات میدونم ولی نگار همیشه برام مهم بودی... همیشه دوست داشتم بهترین تصمیم رو بگیری و کسی باعث اذیتت نشه ... الانم دیگه مثه قبل توی کارای درسی باهات همراه نیستم و یه جورایی دانشگاهو بوسیدم گذاشتم کنار وگرنه بدون که همیشه پارتنر خیلی خوبی بودی...
خرید کردن رو خیلی دوس داری و متاسفانه هیچ وقت من همراهت نبودم در این امر ،شرمنده😂
امیدوارم درخشیدنت رو مثل همیشه بازم ببینم و همینطور خوشحال بودنت رو!
بسیار خوشبختم از پیدا کردنت❤️❤️
نقااااار😁😁
فائزه امیری پورابراهیم اباد:
نگااااار😁 وااای نگاااار😃
دل نوشته نوشتنم نمیاد آخه😅😄
تو همیشه برای من یه هم اتاقی خوب بودی البته اخلاقای گند هم بوده(تو نه آاااا خووودمو میگم بابا😊😜) ولی خب خداروشکر تا حالا که با چند تا قهر و آشتی به خیر گذشته و دیگه مثه خواهر شدی برام😅😁(وی هنگام ادا کردن این جمله کلللی خجالت آبی براتون کشیید😅)
خلاصهههه نقار مهربون😊 و خوشگل😌 و خوش تیپ😎 و باهوش 🤓 خودددمممم هممیییشه همنقد خوووب بموووون😉😚
از طرف فیوووز برای نقاااار😎😉
مهربون آروم *_*
سپیده بیاتی:
نگار تو خیلی خیلی آروم و مهربون هستی و اصلا حرف زدن باهات یه آرامش خاصی بهم میداد :) ( و می دهد :دی)
چند تا درسی هم که باهم پاس کردیم خیلی خوب بود ^_^ امیدوارم همیشه انقد خاص به فعالیت های خفن خودت ادامه بدی نگار ندا خانوم 3>
سم
ایمان تبریزیان:
این اواخر که من یه سری درس سختافزاری برداشته بودم لیست نمرهها که میومد یا به هر طریقی میفهمیدیم که نمرهها چه جوری هست، میگفتم واقعا چه جوری این درس رو یکی این نمره رو گرفته و در بیشتر این موارد هم نام شما میدرخشید :)) خلاصه از این اذیتهایی که این اواخر کردید ما رو و شیفت رو بستید نمیگذرم 😄
ایشالله همیشه موفق باشید و مثل همین الان بازهم بدرخشید
توضیحات
ناشناس!:
متن : فاطمه هاشمی - فائزه امیری پور - فاطمه حسینخانی - فرناز مالکی - ساره سلطانی نژاد(متن دوم) - مرضیه تاجیک(متن دوم) - هدیه اطهاری - نرگس سیاح(متن دوم) - مانا پوستی زاده - محسن آجرلو
عکس: فاطمه هاشمی - فاطمه حسینخانی
دختر شاخ سخت افزاریا
مرضیه تاجیک:
نگار ندا تا سال دوم دانشگاه، تنها چیزی که در ذهن من تداعی می کرد یه اسم و فامیلی جذاب بود. نمی دونم چرا زیاد نمی شناختیم همدیگه رو :دی ولی می دونم که از ترم ۵ و ۶ حسابی دوست شدیم، مخصوصا سر کلاس VLSI که فقط خودمون دو تا ۹۳ ای بودیم :))
کلی خاطره ساختیم، ترم ۵ و تمرینای دیجیتال، VLSI که رسما فقط برای خودمون مهم بود :دی پروژه پایان ترمش :| کافه رفتنامون، چیپس و ماست خوردنامون وسط چمن، کلی یعقوب رفتنامون تو فاصله بین کلاسا و کل خاطره دیگه.
نگار، تو همیشه در نظر من چیزی هستی که یه دختر سخت افزاری خوب باید باشه، کسی که اول وقتی دیدمش فکرشم نمی کردم یه روز اینقد با هم حرف مشترک داشته باشیم و چت کنیم و بخندیم :)) همیشه بخند و همیشه همین جوری آروم و منطقی برو جلو، مطمعنم که تو بالاترین درجات می بینمت =)
نگاری^_^
ناشناس!:
و اما نگار!! یک شخصیت متفاوت با خیلی از آدمایی که شناختم داره: به شدت حساس، زودرنج و در عین حال دل مهربونی و بزرگی داره، عاشق بارون و قدم زدن در هوای بهاریه، ظرافت روحش رو میشه حین تلاشش برای ثبت لحظه های ناب از گل و گیاه دید.
فکر کنم دو ترم اخیر اوج دوستیمون بود. چقد که ساعتها با هم حرف زدیم.این چهار سال پر شده از خاطره های روز و شب هایی آسون و سخت که سر پروژه ها گذروندیم: پروژه آز ریز که همگروه بودیم و عجیب راحت و خوب تموم شد، این آخری هم که با هم دیوونه شدیم و کامپایلر رزازی رو برداشتیم و چه ماجراهایی که سر پروژش نداشتیم:))
نگار جان با شناختی که از پشتکارت دارم مطمئنم به هر چی بخوای میرسی و بهترین ها در انتظارته...
امیدوارم همیشه لذتها و خوشیها زندگی بهت رو بیارن و حالِ دلت خوب باشه❤️
با وقار و با جذبه
نرگس سیاح دهکردی:
اولین روز دانشگاه، خوابگاه مرادی: یا ابالفضل! این چمدون آبی واسه کیه :o (تا همین لحظه چمدون به اون بزرگی ندیدم)
روز بعد: ندای نگار؟ نگار ندا؟🤔
روزها و سالهای بعد: نگار، از دیسیپلین-مند ترین افرادیه که دیدم! بسیار تمیز و مقید به آداب.
موقع درس و کارای واجبش جدی و بی عاطفه نشون میده و هیچی نمیتونه زمانش رو از چنگش دربیاره، درحالیکه دلش خیلی نازکه و بی اندازه روی اندک افرادی که از همه به خودش نزدیکتر میدونه حساسه.
نگار یک اور-تینکره! اگه شخص مهمی براش هستین مراقب برخوردتون باشید، چون ممکنه ساعتها و روزها فکر نگارو کاملا مشغول خودتون کنین.
بعلاوه نگار یه کمال گراست، اما نه از نوع الکیش! خیلی بااراده و مصمم به ایده آلش نزدیک میشه.
از قدم زدن و عکس گرفتن در جاهای سرسبز و بارونزده هم کلی انرژی میگیره^ـ^
کاش همیشه دلش خوشحال باشه :]